روایت موشکی

کتاب هفدهمین روز > روایت موشکی

زنگ موشک

دانش‌آموزان داخل حیاط مشغول گل‌کوچیک بودند. همه چیز روال عادی خودش را داشت که ناگهان صدای مهیبی همه‌‌جا را لرزاند. موشک یازده متری چندین کلاس را با خاک یکسان کرد.

  نظر 598
کتاب هفدهمین روز

کمک بی دریغ

اولین بار بود که سوریه از مسئولین نظامی ایران برای گفتگو دعوت می‌کرد. این بهترین زمان برای مطرح کردن اصلی‌ترین خواسته شان از حافظ اسد بود …

  نظر 641
کتاب هفدهمین روز

قائد اَخِی‌العَقید

چرا این‌قدر شعار می‌دید؟ بی‌خود شعار ندید! اگه ایران ام‌القری اسلامی است، پس چرا عراق هر روز بمبارونش می‌کنه؟ چرا شما هیچ کاری نمی‌کنید و دست روی دست گذاشتید؟ جلّود خنده‌اش گرفت. در حالی که می‌خندید جواب داد: کار من نیست؛ موشک کار رفیقت اَخِی‌العَقید است.

  نظر 665
کتاب هفدهمین روز

گروهان 13 نفره

گروهی 13 نفره با دو مترجم می‌خواستند دوره‌ی آشنایی و پرتاب موشک اسکاد-بی را بگذراندند. با یادگیری پرتاب موشک دیگر می‌توانستند حساب صدام را کف دستش بگذارند.

  نظر 606
کتاب هفدهمین روز

به غنیمت گرفتن تجهیزات عراقی‌ها

به غنیمت گرفتن تجهیزات عراقی‌ها شیرین‌ترین قسمت عملیات‌ برای فرماندهان و رزمنده‌ها بود. مثل عملیات فتح‌المبین که شیرینی به غنیمت گرفتن 165 قبضه توپ و تجهیزاتش به دل رزمنده‌ها نشست

  نظر 574
کتاب هفدهمین روز

 سپاهی تیغ‌زده – برای سلامتی برادر قذافی صلوات

نگاه‌های مداوم و پچ‌پچ شان، توجه ارتشی‌ها را هم به آن‌ها جلب کرد. اینا چه جور سپاهی‌ای هستن! این‌ جورش رو دیگه ندیده بودیم! آخه سپاهی با صورت تیغ زده؟!!

  نظر 604
کتاب هفدهمین روز

گروه شهید همت – بریج تن

در طول جنگ همه علاقه داشتند تا هر کاری از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. گروه صنعتی شهید همت هم همین‌طور. مقدم دو موشکی که از رفیق‌دوست گرفته بود را به آنها سپرد تا موش آزمایشگاهی‌شان شود

  نظر 595
کتاب هفدهمین روز

موتور هزار

افسر سوخت‌گیری عاشق موتور هزار بود. نواب هم که موتور هزار داشت. پس بهانه‌ی خوبی بود برای ارتباط‌گیری و پرسیدن سوالات فنی. چندین بار با همدیگر و با موتور نواب برای پرتاب به موضع رفتند

  نظر 558

پیچ زیر موشک

گروه سلیمان در خرابکاری به هیچ چیز رحم نکردند حتی به چهار تا پیچ‌ زیر موشک. این‌ها را هم برداشته و برده بودند. همین چهار تا پیچ به ظاهر ناقابل نقش مهمی برای پرتاب داشتند.

  نظر 517
کتاب هفدهمین روز

کمپوت گیلاس

مقدم و نیروهایش چه روزهایی که منت و خفت این سلیمان را نکشیدند تا یک پرتاب برایشان انجام دهد. اگر به خاطر روابط‌شان با قذافی نبود، تا به حال از خجالت‌ این رفتارهای وقیحانه‌ی سلیمان و گروهش درآمده بودند.

  نظر 575